تبلیغات
خدایا دوزخت فرداست چرا امروز میسوزم؟؟ - شعر سعدی
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

شعر سعدی

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبه وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرمبه مجمعی که درآیند شاهدان دو عالمبه خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبمحدیث روضه نگویم گل بهشت نبویممی بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوانهزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن

 

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشمبه گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشمنظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشمز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشمجمال حور نجویم دوان به سوی تو باشممرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشمو گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم



نوشته شده توسط :ابوالفضل
سه شنبه 26 مهر 1390-04:19 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر