تبلیغات
خدایا دوزخت فرداست چرا امروز میسوزم؟؟ - من و تو
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

من و تو

من وتو با همیم اما دلامون خیلی دوره

 

همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره

 

نداریم هیچ کدوم حرفی که بازم تازه باشه

 

چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره

 

 

من وتو،من وتو ،من وتو

 

هم صدای بی صداییم با هم و از هم جداییم

 

خسته از این قصه ها ییم هم صدای بی صداییم

 

نشستیم خیلی شب ها قصه گفتیم از قدیما

 

یه عمره وعده ها رو دادیم و حرف ها رو گفتیم

 

دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما

 

گلای سرخمون پوسیده موندن توی باغچه

 

دیگه افتاده از پا ساعت پیر رو طاقچه

 

گلای قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن

 

اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

 

 

 

من وتو ،من و تو ،من وتو هم صدای بی صداییم با هم و از هم جداییم خسته از این قصه هاییم هم صدای بی صداییم

 

 

 

شاید یه کسی شبها برای اینکه خوابتو ببینه به خدا التماس میکنه!! شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه!! مطمِئن باش یکی شبها بخاطر تو تو دریایی از اشک میخوابه!! ولی تو اونو نمیبینی؟؟ شایدم هیچ وقت نبینی

 



نوشته شده توسط :ابوالفضل
چهارشنبه 13 مهر 1390-11:30 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر